روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی بهشت

None

  • Title: روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی بهشت
  • Author: محمد چرم‌شیر
  • ISBN: 9789641850526
  • Page: 467
  • Format: Paperback
  • None

    One thought on “روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی بهشت”

    1. چه اصطلاح دیگری غیر از "ضعیف" می شود برای زبان ابداعی چرمشیر به کار برد، چه چیز دیگری غیر از، مثلاً، "فاجعه"؟ متاسفانه این زبان فاجعه وار خاصیت داستانی و دراماتیک روایت را هم از بین برده بود- ضخصیت پردازی هم به هیچ وجه خوب نبود، البته در مصاحبه معلوم شد این شخصیت های یک بعدی یک لا [...]

    2. چندان از این نمایش نامه چرم شیر خوشم نیامدروایت چرم شیر از شاهنامه، با تلاش برای کم و زیاد کردن وقایع در آن، چندان ماجرای خوبی از آب در نیامدهمچنین اصلاً زبان روایت داستان را نپسندیدم، زبانی مصنوعی و نامأنوس برای من خوانندهقطعاً نمایشش از آن‌هایی خواهد بود که موجبات خواب‌ما [...]

    3. تو فاش‌ترین چشم‌های جهان را داری، فقط باید ب چشم هایت نگاه کرد تا معلوم شود آن ضربه‌ی ناگهان را چ زمانی فرود خواهی آورد.

    4. همه ی دارایی یک مرد،نه صدای شمشیر است،نه تاختن بر کمرگاه یک اسبدلی هم دارد یک مرد،و مهرهایی بسیار که می توان دل به آن ها سپرد.باشد که روزگاری نو آغاز شود و تقدیر همان کند که بر او نوشته اندآه،کسی در دلم به آمدن بی تابی می کند میان این همه مرگ در ماه اردی بهشت.

    5. رستم به همراه رخش، به سمنگان دژ می­‌رسند، به شهر زنانِ‌، دژی با آیینِ مردکُشی. در قلعه‌­ای که زنان، زنانگی از یاد برده­‌اند، رستم دل به تهمینه می­‌بندد، و فراموش می­‌کند رنگ خون و صدای شمشیر و شیهه­‌ی اسب

    6. متاسفانه متن خیلی ضعیفی بود. اشکال داستانی داشت و باعث شد یک مقدار نظرم راجب چرمشیر عوض شه.

    7. از جمله عادت‌های غریبم این است که زمانی، به دلیلی، یا صرفا به خاطر وسوسه‌ای مقاومت‌ناپذیر و آنی، کتابی را می‌خرم و می‌گذارمش در کتابخانه کنار کتاب‌های دیگر، در انتظار خوانده‌شدن. اگر فوریتی برای این جور کتاب‌ها وجود نداشته باشد - لیست انتظار «خواندنی‌ها» که همیشه طولان [...]

    8. این نمایشنامه شامل پنج شخصیت اصلی ست: رخش، رستم، زن جادو، شهربانو، تهمینه. سمنگان دژ شهر زنان است. شهری که توسط زنان محافظت میشود و مردانی که پا به این شهر میگذارند همه دچار سرنوشتی شوم و مرگ بار هستند. نمایشنامه با دیالوگهایی میان رخش و رستم آغاز میشود. رستم به دنبال رخش است تا [...]

    9. من خیلی نمایش‌نامه نخوندم، ولی به نظرم خوبه. نوع روایتش و برخوردش با موقعیت‌های مختلف برام جالب بود. راوی نمایش یکی از شخصیت‌های نمایشه که بعضی جاها هم‌زمان راوی و بازی‌گر می‌شه(تو یه دیالوگ). نمایش یه ویژگی دیگه‌ای که داره اینه که می‌تونه تبدیل بشه به یه فیلم پرخرج-به خاط [...]

    10. زن جادو: فریبِ این روزها را نخور، ای اسب این سوارِ تو روزهایی خواهد تاخت برکمرگاه این مادیان. و به جاهایی خواهد رفت که مادیان خواهدش برد. امّا روزی میان همین روزها، به یکباره، دهانه از مادیان خواهد کشید، و فرود خواهد آمد از کمرگاه، او. و باز در سرش هیاهوی شمشیر خواهد آمد و شیهه ی [...]

    11. متاسفانه هنوز نشده که بشینم شاهنامه و گلستان و خسرو و شیرین ( به عنوان کتاب های ادبیات کلاسیکی که ستودنی اند برام) رو بخونم. کتاب مثل خیلی دیگه از کارای چرم شیر، به بازخوانی ه. از قسمت " سمنگان دژ" شاهنامه.صرفا ساختار جدیدش کمی جذاب بود برام وگرنه خود داستان و حتی زبانش به هیچ وجه [...]

    12. دست‌ها را که خوب بنگری، احوال غریبی دارند. جوانی در دست‌ها نمایان می‌شود، و پیری. وقت ترس این دست‌ها هستند که می‌لرزند. وقت خجالت. و وقتی که دوست داری کسی را این دست‌ها هستند که سرگردان می‌مانند میان همه چیز…برگرفته از نمایش نامه «روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی بهشت» [...]

    13. رنگين کمان که بيايد، می شود آرزويی کرد. آرزو ها زود براورده می شوند در ماه اردی بهشت.

    14. شهربانو: چه سود که زن باشی و مرده باشی.امروز بگو همبستر شوم با شیطان. می‌شوم. حتی اگر شیطان نره‌مردی باشد که باید به آیین بُکُشم او را.

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *