(درختِ انجیرِ معابد (جلدِ دوّم

None

  • Title: (درختِ انجیرِ معابد (جلدِ دوّم
  • Author: احمد محمود
  • ISBN: 9645643694
  • Page: 470
  • Format: Paperback
  • None

    One thought on “(درختِ انجیرِ معابد (جلدِ دوّم”

    1. برای لذت بردن از این کتاب باید غرق شد درونشنباید به دنبال هیجان و یا جملات قصار بود باید زندگی کرد با شخصیت های توی کتاببا فرزانه میشه عاشق شد ، میشه گریه کرد ، میشه رقصید با فرامرز میشه دقیقا زندگی کرد میشه باهاش تو تجربه کشیدن “کبابه‌ی هندی” شریک شد و حظ کرد از این هوش و ذکاو [...]

    2. حین خواندنش فکر می کردم احمد محمود یک عکس بزرگ از زندگی ایرانی در جغرافیای جنوب گذاشته پیش رویم و همانطور که دستش را روی آدم ها و بناها حرکت می دهد زیر گوشم قصه ی هر کدام را روایت می کند. همانقدر واقعی،غمگین،عمیق،صریح. جایی که زنهایش المثنی مادرشان هستند بی هیچ تاثیر درخشانی در [...]

    3. درخت انجیر معابد؛ احمد محمود 1310عنوان: درخت انجیر معابد؛ نویسنده: احمد محمود؛ مشخصات نشر: تهران، معین، چاپ دوم 1379، در دو جلد 1038 ص، شابک: 9645643708؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فارسی قرن 14 هجری، قرن 20 مدرخت لور، که به درخت انجیر معابد معروف شده، درختی ست با عمری بیش از صدوپنجاه ـ شصت س [...]

    4. بعد از كليدر، بلندترين كتابي بود كه خوندم. ٥٠-٦٠ صفحه ي اول بقدري گنگ بود كه ميخواستم بيخيال كتاب بشم. ولي بعدش خيلي خوب شد. جلد اول كتاب برام خيلي دلچسب تر بود. انگار تو جلد دوم بازي با زمان كمتر شده بود. شايدم من اينطور فكر ميكنم. نمره اي هم كه دادم بيشتر بخاطر جلد اوب بود. داستان [...]

    5. خيلى سال پيش كادوى تولد براى مامانم يك كتاب از احمد محمود گرفتيم؛ همان موقع چند صفحه ازش خواندم ديدم نمى فهمم، گذاشتمش كنار. سر اين كتاب هم اولش همان حس را داشتم ولى اين دفعه صبر كردم تا فهميدم و بعد لذت شروع شد. برايم مثل يك فيلم بود، چسبيد ولى كاش آخرش

    6. سی چهل صفحه اول جذبم نکرد اما باقی داستان روایتی بسیار پرکشش داشت. شکوه یک خانواده اشرافی که با مرگ پدر و ازدواج دوم مادر به جنایت و مکافات ختم می شود. درخت انجیر معابد، رمزگونه از ابتدا تا انتهای داستان در مرکز است و حوادث و اتفاقات پیرامون آن شکل می گیرد. احمد محمود بیش از هر چ [...]

    7. رمان درخت انجیر معابد آخرین اثری بود که از احمد محمود منتشر شددر این رمان حدود ۲۴۰ شخصیت خلق شده که حدود ۶۰ تای آنها به طور مستقیم در داستان نقش دارند. دیگر وژگی قابل ذکر نوع خاص حرکت در زمان است که با استفاده از عوامل مشترک در گذشته و حال انجام می‌شود و خواننده گاهی اوقات دقیقا [...]

    8. ما همه بِ جرم گناه ناکرده عوضی آمده ئیم بِ این خاکدان خراب آباد!

    9. دو بار سعی کردم و نتونستم بیشتر از هفتاد صفحه ازش بخونم و همینطوری توی کتابخونه ام داره خاک میخوره و شده اینه ی دق ،کتاب نچسب ،باعث شد من کل سال سمت هیچ کتاب دیگه ای هم نرم

    10. کتابی بود که توضیحات و جمله های تکراری زیادی در هر دو جلدش داره.حاشیه های زیادی داشت که در روند داستان هم بی تاثیر بود و به نظر من میتونست حذف بشه و حتی میشد این دو جلد رو در یک جلد خلاصه کرد!جمله های کوتاه چند کلمه ای خیلی زیاد بود و سبک خاصی در نوشتار داشت.بعضی اصطلاحات و لغات او [...]

    11. هميشه وقتي كتاباي احمد محمودو مي خونم تو انتظار مي مونم. همينش قشنگه

    12. بارز ترین ویژگی این رمان برای من این بود که مدام و مدام تر انتظاری که داشتم رو متلاشی میکرد و یه اتفاق دیگه رقم میزد. اگرچه یه رمان طولانی هست، ولی هرگز خسته کننده نمیشه. درست زمانی که خواننده حس میکنه داره به تکرار میفته یک فصل به پایان میرسه و فصل بعدی کل ماجرا رو زیر و رو میکنه [...]

    13. رمان « درخت انجير معابد » آخرين رمان منتشر شده از زنده ياد احمد محمود و واپسين يادگار به جا مانده از اين نويسنده ي بزرگ مردم گرا است كه چاپ نخست آن در سال 1379 توسط انتشارات معين در دو جلد منتشر شد. اين رمان, پس از رمان هاي همسايه ها, داستان يك شهر, زمين سوخته, مدار صفر درجه, پنجمين ر [...]

    14. کتاب خوبی بود. این باور فرامرز که اکثر مردم چیزهایی رو که میبینم به راحتی قبول میکنند رو واقعا قبول دارم. الان که دارم فک میکنم این طوری که یه عده از مردم سواستفاده میکنن . داستان کتاب باعث ميشه آدم به جاهایی واقعا متاسف بشه. داستان دور باطل زدن های فرامرز برای آزاد کردن زندگیش ا [...]

    15. توانايي نويسنده و داستان اغما برنده اين كتاب مثال زدني است

    16. کتاب خیلی جالبی هست.خیلی چیزها به نظرم معنای استعاری داشتن تو این کتاب اما متاسفانه خیلی کم روی عناصر مختلف داستان نقد و نظر نوشته شده و خیلی ها سطحی بهش نگاه کردن و رد شدن

    17. دو بار سعی کردم اما بیشتر از ۷۰_۸۰ صفحه نتونستم بخونم ،از حوصله ی من خارج بود،ترجیح میدم دیگه از احمد محمود نخونم

    18. در توضیح مختصر خود کتابم آورده اند که: این کتابه با سایر کتب #احمد_محمود خان کمی متفاوته و زین روی اگه می خواید بخونیدش عرضم به حضور مبارکتان که تپل یه هشتاد صفحه ای از کتاب رو باید بخونید تا موتورتون روشن بشه و با کتاب مانوس گشته و عجین بشین و ریشه بدوونه، تا همت کنید و دوجلد کتا [...]

    19. احمد محمود یک قصه گوی بومی ست، با روایت هایی خطی و مضامینی سخت اجتماعی. آثار محمود اگرچه در ادبیات معاصر ما قابل تامل اند، اما در مقایسه با ادبیات امروز جهان، مقام بلندی نصیبشان نمی شود. با این همه اگر حوصله ای باشد و حال و هوایی برای شنیدن خاطرات پدر بزرگ از جنگ و کودتا و طبقات [...]

    20. نویسنده فصه گوی ماهری است. داستان را هزار تکه کرده و هر تکه را با مهارت در جای خود می نشاند. اول ها به خودم گفتم که: بعله! داستان را باید این طور گفت. میانه های جلد اول بود که کمی توی ذوقم خورد. ماجرا بدون دلیل کش داده شده بود و شاید نزدیک صد صفحه به جزییات روزانه ی نه چندان متنوع می [...]

    21. بله. می شود هم گاهی همه آنچه داری و نداری را رها کنی، و بروی هم پای قصه های مردی بشوی، که اگر یک چیز را خوب بلد باشد، قصه گفتن است.می شود خط به خط کتابی را بخوانی و لذت ببری و هرچه غصه و غم داری را فراموش کنی.می شود با شنیدن نام نویسنده ای همچون احمد محمود، یادت بیاید که سرزمین تو چه [...]

    22. 2 volume book,, again about south of Iran,, a woman who's been living in a big house ,many servants.ny good memories.w have to leave that house and watch the way they'r ruining the house.e end of story is so idealisticbut it's nice anyway.

    23. «زبانت ِ نشان بده ببینمپیرزن رو می کند به پسر: «گفت زبانم ِ چه بکنم؟»پسر می گوید: زبانتِ بیار بیرون نشان دکتر بده.پیرزن می گوید: گوشام دُردُر. نمی شنفم. و زبان را می کشد.دکتر می گوید: خیلی خب. و نبض پیرزن را می گیرد و می گوید: زبانتِ دیدم مادر، ببرش تو!

    24. اگر از حجم داستان پردازی هایی که برای روند داستان ضروری نبود کاسته می شد کتاب خوش خوان تر بود. در کل حجم کتاب بیشتر از نیاز داستان بود

    25. احتیاجی به کشش بی خود داستان وجود نداشت بالا بردن حجم رمان از کیفیت کم کرده بود و اگر به درخت و افسانه آن می پرداخت خیلی جالب تر می شد چون سوژه ی جالبی داشت

    26. بود اما نه مثل رمان های دیگرش مثل همه اثار احمد محمود این کتاب هم خوب

    Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *