One thought on “Handcarved Coffins”

  1. تاحالا با کتابی که شیوه روایت‌ش گزارش-داستان باشه روبرو نشده بودم. قبل از شروع مطالعه، نگاهی به توضیحات دوستان انداختم و فهمیدم باید رابطه‌ای معکوس بین سطح توقع و صبرم برقرار کنم و خوندن کتاب رو با حوصله پیش ببرم تا به شیوه روایتش عادت کنم، اما اصلا نیازی به این کار نبود: شیوه [...]

  2. ‭The hand-carved coffins: a non-fiction account of an american crime, Truman Capoteتاریخ نخستین خوانش: دوازدهم ماه جولای سال 2012 میلادیعنوان: تابوت های دست ساز - گزارشی واقعی از یک جنایت؛ نوشته: ترومن کاپوتی؛ مترجم: بهرنگ رجبی؛ مشخصات نشر: تهران، چشمه، 1389، در 100 ص، شابک: 9789643629304؛در تابوتهای دست ساز، ظاهرا ما با داس [...]

  3. سبک گزارش-داستان خیلی توی ایران نوشته نشده یا شاید بهتره بگم جانیفتاده اما کاپوتی این شیوه رو برای کارهای خودش به کار می گیره و خیلی هم خوب از پسش براومده. این اولین کاری بود که ازش می خوندم . به احتمال اوایل کمی اذیت بشین اما به مرور که به سبک گزارش-داستان عادت کنین به راحتی با ف [...]

  4. اضطراب همچنان که هر روان‌پزشک گران‌قیمتی به‌تان خواهد گفت، حاصل افسردگی است؛ اما افسردگی، همچنان که همان روان پزشک در جلسه‌ی دوم و بعد دریافت حق ویزیت بعدی آگاه‌تان خواهد کرد، حاصل اضطراب است. تمام بعدازظهر را در این چرخه‌ی پرملال دور زدم. دم غروب دیگر دو خوره با هم همراه [...]

  5. مادربزرگم هیچ‌وقت کلمه‌ی (مرگ) به زبونش نمی‌اومد. وقتی کسی می‌مرد، به خصوص کسی که براش مهم بود، همیشه می گفت( دوباره صدا شده.) منظورش این بود که نرفته زیر خاک، برا همیشه گم و گور نشده؛ بلکه بر عکس، آدمه (دوباره صدا شده) که برگرده به سرزمین کودکی خوش و خوشحالش، به دنیایی که توش ه [...]

  6. از بهترین‌هایی که تازگی‌ها خوانده‌ام. مخصوصاً به کسانی که به گزارش‌نویسی علاقه دارند خواندنش توصیه می‌شود.

  7. اولین کتاب که از کاپوتی خوندم، مجموعه داستان موسیقی برای آفتاب‌پرست‌ها بود.این رمان کوتاه، ماجرای ترومن کاپوتی و دوست کاراگاهش در مواجهه با یک سری قتل مرموز هست.چیزی که این کتاب رو از باقی داستان‌های جنایی متفاوت می‌کنه، نحوه داستان‌پردازی هست که همونطور که روی جلد هم نوش [...]

  8. این کتاب سراسر انتظار بود برای من! همش منتظر بودم مثل کتابای آگاتا کریستی یه نقطه‌ی عطفی داشته باشه و ورق برگرده ولی نشون داد که نخیر، واقعیت همیشه آدمو به شیوه‌ی خودش غافلگیر میکنه و مهم نیست که تو چقد تقلا کنی و بخوای تفاوت ایجاد کنی گاهی باید فقط به همون انتظار واهی دلتو خو [...]

  9. تابوت هاي دست ساز ماجراي قتل هاي زنجيره اي تو يه شهر دورافتاده ي امريكاي دهه هفتاده. تعدادي آدم (كه ابتدا پليس موفق به پيدا كردن هيچ ربطي بينشون نميشه و با پيش روي داستان اين لينك بين قربانيان كشف ميشه ) به نوبت يك تابوت چوبي دست ساز كوچولو كه حامل عكسي از اونها در موقعيتيه كه نا [...]

  10. عالي بود يك نفس خوندم،يكمي ياد عامه پسند بوكافسكي افتادم.مرگ هاي بي دليل و با دليل،همه بالاخره به سراغ ما خواهند آمد.

  11. داستان پرکششی بود برام، تو طول داستان هر چند وقت یک بار باید به خودم یادآوری می‌کردم که این یه داستان واقعیه و اتفاق افتاده! کاش می‌گفت سر نفر آخر چی اومد

  12. روز شش فروردین سرکار جای مگس پروندن خوندمش همونطور که بهم گفته بودن یه نفس از اول تا آخرش رو خوندم البته خیلیم طول نکشید با تشکر از فرشته :*از اونجا که ادی مرد یه کمی کسل کننده شد.

  13. اگه انتظارتون از یک داستان جنایی پیدا کردن قاتل و فهمیدن انگیزه قتلِ بهتون توصیه میکنم این کتاب رو نخونید ،

  14. داستان در مورد پرونده قتل آدم هایی بود که توسط تابوت های دست سازی که براشون فرستاده می شد تهدید به مرگ می شدند و کل ماجرا به دنبال دلیل قتل و پیدا کردن قاتل بود. واسه منی که تابحال تو ژانر پلیسی و جنایی کتابی نخونده بودم بد نبود داستان جذابی داشت و مجبورت میکرد تا نخوندی دست برند [...]

  15. در خوب بودن کتاب، شکی نیست. ولی به نظرم موقع خوبی رو برای خوندنش انتخاب نکردم. آن‌چنان به حال و هوای الآنم نمی‌خورد.

  16. داستان لو می رود. قبل از مطالعه نخوانیدیه جای داستان، پلیس پرونده، با استیصال می خواد به کاپوتی راوی داستان بفهمونه که دوست دخترش که در خطر کشته شدنه در امانه چون هفت تیر پلیس دستشه و کاراته بلده ولی با مرگی که یه بار زهره، یه بار آتش و یه بار گردن زدن، چطوری میشه با هفت تیر و هن [...]

  17. ترومن کاپوتی از آن دسته نویسنده های خیلی آمریکایی است. کسی که حتی کتاب های نسبتن جنایی را هم با نثری آرام و سیری منطقی جلو میبرد و هیچ وقت سعی در هیجانی کردن خواننده نمیکند. یک آمریکایی اصیللبخند در بدترین و سخت ترین شرایط.در کل کتاب به عنوان کتاب جنایی برای طرفداران این سبک میت [...]

  18. در میان تمام موجودات آفریده انسان نفرت انگیزترین استدر میان تمام ابنای وجود تنها و یگانه موجودی است که بدخواهی دارد که پست ترین تمام غرایض و امیال و رذایل استنفرت آورترینشان. تنها موجودی است که برای تفریح عذاب می دهد با اینکه می داند عذاب است همچنان که در سیاهه تمام جاندران تن [...]

  19. در کمال خونسردی، خاطره‌ای از کریسمس و هر چیز دیگه‌ای که از ازش خوندین رو فراموش کنین. «تابوت‌های دست‌ ساز» نوآری درجه یک، با بالاترین سطح ساسپنس هست که خواننده رو تا آخر نگه می‌داره. فقط 101 صفحه هست و می‌شه یه نفس تموم‌اش کرد. مدت زیادی نمی‌شه که خوندمش ولی قطعا در میان کتاب [...]

  20. این یک داستان واقعی با حضور خود نویسنده اسجاهایی که نوشته ت.ک مخفف ترومن کاپوتیهیک روایت یکدست از یک جنایت واقعی

  21. .حقیقت این بود که من دلم نمی‌خواست جیک به هیچ پرونده‌ای جز آنی که من علاقه‌مندش بودم، علاقه‌مند شود.روایت مستند خوب. خیلی خوب.

  22. چه قدر این کتاب رو دوست داشتم ، اولش که شروع به خوندم کردم با خودم گفتم خب یک داستان جنایی دیگه اما همون چند صفحه اول وقتی با نوشتار و حالت گزارشی کتاب ارتباط گرفتم دیگه کاملا نظرم برگشت ت.ک با آقای کوئین شطرنج بازی میکنه و یهو یادش میاد که شبیه اونو کجا دیده و یاد فرو بردن خودش [...]

  23. در طول این کتاب مدام میگفتم، کاپوتی لعنتی کاپوتی لعنتی. خیلی خوب بود کتاب من که خیلی حال کردم.

  24. Handcarved Coffins was originally published in the December, 1979 issue of Andy Warhol's Interview, in a column entitled, "Conversations with Capote." Through a law enforcement officer he met while working in one unnamed state (probably Kansas), Capote was introduced to Jake Pepper, a detective employed by the state bureau of investigation in another unnamed state. Pepper contacted Capote because he thought the case he was working on might be of interest. Three years later, Capote came to the to [...]

  25. همیشه داستانهای پلیسی و جنایی مورد علاقه ام بودند.در این رمان بین ظن و تردیدها و تلاش برای به دام انداختن کوئین و قتل هایی که پشت هم اتفاق میافتادن و سبک جالب قتل هر لحظه منتظر بودم ورق برگرده.اتفاقی که عرف پایان این نوع داستان هاس.اما در اخر شگفت زده شدم.گاهی واقعیت از همه چیز ا [...]

  26. ترجمه اش چندان جالب نبود. سخت خوان میشد . روایت داستان می تونست خیلی بهتر از این ها باشه.داستان فصل بندی نداره. داستانی تقریبا گزارشی و اول شخص که گاها خسته کننده می شه.

  27. خیلی خوشم اومد خصوصا از این که خیلی کشش داشت و به شدت آدم رو میکشوند تا داستان رو یکجا بخونه.ترجمه ش هم به نظرم خوب و روان بود.

  28. فقط از لحاظ نوع روایت. بازگوییِ سلسله قتل‌هایی که از آن‌ها شور و هیجان انتظار می‌رود، به خونسردی و بی‌خیالیِ قاتل قصه است.تا خط آخر انتظار داری حل شود ماجرا اما توصیف آغازین کتاب به حق بود: «قضیه شبیهِ یه پازله که نصفِ تیکه‌هاش گم شده‌ن.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *